گفت:« گاهی فکر می کنم زندگی خوابه و آرامش پیدا می کنم. به خودم می گم همه ش خواب بوده. شب تاریک بی ماه خواب بوده، صدای پاها خواب بوده، دختر مو بلوطی خواب بوده. مگه ممکنه خواب نباشه؟ بعد می تونم چشمام رو بی ترس ببندم و به خودم بگم تمام اون چه که سال هاست توذهنت مرور می کنی، صدای پاها و چهرۀ دختر موبلوطی در روشنایی شعلۀ کبریت هم خواب بوده………….




