-تا اینجا متوجه شدم که امروز حسرت یک فیلم مهم نساخته شده در مایههای فلینی، برگمان، ورسونولز و اصلا یک همشهری کین در ذهنتان است. هیچوقت چنین فیلمی را در ذهن خودتان ساختهاید؟
-همیشه زمانی که میخواهید فیلمی را بسازید و به طرفش میروید خودبهخود به چنین ذهنیتی هم فکر میکنید که آیا این کار عملی هست یا نه. بعد وقتیکه احساس میکنید عملی است و راجع به آن فکر میکنید خودش میرود و به جلو میآید، اینها همه در ذهنتان هست.از جمله اینکه یک کار بهخصوص، نشدنی و ناممکن است. بنابراین نمیتوان همینطور خودبهخود به سوژهای فکر کرد، چون سینما فاصله شدنیها و ناشدنیهاست.


